الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

183

تفسير تطبيقى (فارسى)

باز اين اعتراض از عباس عموى پيامبر نيز در اين ماجرا رسيده است كه به حضرت مىگويد : . . . يا رسول اللّه أخرجت أصحابك و أعمامك و أسكنت هذا الغلام فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم : « ما أنا أمرت بإخراجكم و لا بإسكان هذا الغلام إنّ اللّه هو أمر به » گفت : اى رسول خدا [ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] ياران و عموهايت را بيرون مىكنى و اين جوان را جاى مىدهى ؟ ! رسول خدا صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : « من از ناحيه خود به اخراج شما و جاى دادن اين جوان دستور ندادم ، خداوند خود به اين كار ، دستور داد » . « 1 » و همين‌طور نمونه‌هاى ديگرى كه در لابلاى مدارك تاريخى فراوانند « 2 » كافى است در اين باره مطالعه‌اى در روحيات قريش « 3 » و توطئه‌هاى منافقان در قتل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 4 » و مخالفتهايى كه برخى از صحابه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىكردند مانند مخالفت با « نگاشتن وصيت‌نامه » ، « 5 » « عدم همراهى با سپاه اسامه » « 6 » كه به ثمر نشست و دستور

--> ( 1 ) . ر . ك : خصائص ، ص 70 ، 71 ، ح 40 ؛ ابن ابى عاصم ، السنة ص 595 ، ح 1384 ؛ مستدرك حاكم ، 3 ، ص 116 ، 117 ؛ مناقب كوفى ، ج 2 ، ص 458 ، ح 954 و ص 461 ، ح 956 ؛ مسند شاشى ، ج 1 ، 126 ، ح 63 ؛ امالى مفيد ، ص 55 ، ح 2 . ( 2 ) . مانند اين ماجرا كه سعد بن ابى وقاص نقل مىكند ، مىگويد : « نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با گروهى نشسته بوديم چون على وارد شد ديگران بيرون رفتند [ حضرت رسول به ديگران فرمود : بيرون رويد ] چون بيرون آمدند يكديگر را سرزنش كردند و گفتند : به خدا سوگند روا نيست ما را بيرون كند و وى را بپذيرد پس برگشتند و داخل شدند ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « به خدا سوگند من از پيش خود ، او را وارد و شما را بيرون نكردم بلكه خدا او را وارد و شما را بيرون كرد . » نك : خصائص ، ص 69 ، ح 39 و بزار ، مسند ، ج 4 ، ص 34 ، ح 1195 ؛ ابو نعيم ، تاريخ اصبهان ، ج 2 ، 147 ، ح 1328 و . . . . ( 3 ) . بررسى روحيات قبيله قريش و در پى آن موضع‌گيريهاى آنان در عصر رسالت و پس از آن براى درك بسيارى از حوادث صدر اسلام كارساز خواهد بود و مجال ديگر مىطلبد براى نمونه ر . ك : نهج البلاغه ، خ 172 ، 192 ؛ خصائص ، ص 90 ، ح 60 . ( 4 ) . مانند توطئه قتل رسول خدا پس از بازگشت از غزوه تبوك ، ر . ك : محمد بن اسماعيل بخارى ، صحيح ، كتاب فضائل الصحابة ، باب مناقب عمار و حذيفه ، رقم 2743 ؛ تفسير كبير ، ج 2 ، ص 69 ، 70 . ( 5 ) . صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 39 و 85 ، صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1258 ، 1259 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 193 ؛ شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 29 ( 6 ) . صحيح البخارى ، ج 5 ، ص 179 ؛ ابن اثير ، الكامل ، ج 2 ، ص 317 ؛ شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 29